آمورش

‍‍500 فعل پرکاربرد زبان انگلیسی | فعل های انگلیسی جذاب!

افعال پرکاربرد انگلیسی کدام‌اند؟ حتی اگر شناخت بسیار کمی در رابطه با زبان انگلیسی داشته باشید، نقش افعال در این زبان را تا حدودی می‌شناسید و می‌دانید که آن‌ها مهم‌ترین بخش در جملات انگلیسی هستند. در واقع فعل واژه‌ای است که نشان دهنده حالت و چگونگی وقوع یک عمل است. بنابر اهمیتی که در زمینه فعل انگلیسی بیان شد، آموزش ونحوه یادگیری تمام فعل‌های انگلیسی امری ضروری خواهد بود، پس در این آموزش با آکادمی روانهمراه باشید.

فعل انگلیسی چیست؟ لیست فعل های پرکاربرد انگلیسی افعال پرکاربرد انگلیسی با حرف A افعال پرکاربرد انگلیسی با حرف B فعل‌های انگلیسی با حرف C فعل‌های انگلیسی با حرف D افعال پرکاربرد انگلیسی با حرف E افعال پرکاربرد انگلیسی با حرف F فعل‌های انگلیسی با حرف G افعال پرکاربرد انگلیسی با حرف H افعال پرکاربرد انگلیسی با حرف I افعال پرکاربرد انگلیسی با حرف K افعال پرکاربرد انگلیسی با حرف L افعال پرکاربرد انگلیسی با حرف M افعال پرکاربرد انگلیسی با حرف P افعال پرکاربرد انگلیسی با حرف R افعال پرکاربرد انگلیسی با حرف S افعال پرکاربرد انگلیسی با حرف T افعال پرکاربرد انگلیسی با حرف U افعال پرکاربرد انگلیسی با حرف W انواع فعل‌ها در زبان انگلیسی 1-افعال action 2- افعال stative 3-افعال transitive 4- افعال intransitive 5- افعال linking 6-افعال helping 7- افعال modals 8- افعال regular 9- افعال irregular 10- افعال phrasal لیست افعال مودال انگلیسی (modal verbs) 250 فعل پر کابرد زبان انگلیسی گروه اول: از 1 الی 25 گروه دوم: از 26 الی 50 گروه سوم : 51 الی 75 گروه چهار : از 76 الی 100 گروه پنج : 101 الی 125 گروه شش : 126 الی 150 گروه هفت : 151 الی 175 گروه هشت : 176 الی 200 گروه نه : 201 الی 225 گروه ده : 226 الی 250 چطور فعل های پرکاربرد انگلیسی را به خاطر بسپاریم؟ لیست افعال پرکاربرد انگلیسی pdf یادگیری لغات و فعل‌های پرکاربرد با استفاده از جعبه لایتنر سخن آخر

فعل انگلیسی چیست؟

قبل از اینکه بخواهیم به سراغ معرفی افعال پرکاربرد انگلیسی برویم، بد نیست که قبل از هر چیز نگاه مختصری به معرفی آن‌ها بیندازیم. بطور کلی فعل کلمه ایست که چگونگی یک عمل یا حالت یک موقعیت را بیان می‌کند. فعل‌هایی که نشان دهنده حالت یک عمل‌اند را state verbs و آن‌هایی که نشان دهنده عمل کنشی‌اند را action verbs می‌نامیم. دنیای افعال بسیار بزرگ و پیچیده است و قطعا در نوشته‌ای دیگر به آموزش مبحث گرامری آن خواهیم پرداخت.

دوره آموزش ۳۰۰ فعل مهم زبان انگلیسی

در این دوره افعال کاربردی را در سه فصل با موضوعات افعال سطح مبتدی تا پیشرفته به همراه ترجمه، افعال کاربردی برای استفاده روزانه و آموزش افعال به تفکیک حروف آورده شده است. برای مشاهده دوره روی تصویر زیر کلیک کنید و برای کسب اطلاعات بیشتر به مشاورین ما با شماره تماس 09130013252 پیام دهید.

دوره 300 فعل

لیست فعل های پرکاربرد انگلیسی

در این بخش ابتدا ۱۰۰ فعل پرکاربرد در یادگیری زبان انگلیسی را که همه باید بدانند را آورده‌ایم، با یادگیری این افعال به راحتی می‌توانید جمله‌سازی کنید. در فعل اول be توجه کنید که این فعل می‌تواند در زمان‌های مختلف متفاوت باشد (در زمان حال am/is/are و در حالت گذشته was/were). در ادامه پرکاربردترین افعال انگلیسی را به ترتیب حروف الفبا به همراه یک مثال خواهیم آورد.

افعال پرکاربرد انگلیسی

اگر تمایل دارید لیست کامل افعال انگلیسی را به ترتیب الفبا داشته باشید، ادامه این مطلب را از دست ندهید. شایان ذکر است که سعی شده است این لیست را به صورت فعل‌های انگلیسی با معنی و ترجمه فارسی آنها برای شما آماده کنیم تا دسترسی راحت‌تر و سریع‌تری به موضوع پیدا کنید.

افعال پرکاربرد انگلیسی با حرف A

پذیرفتن

Accept: She accepts your offer.

متهم کردن

Accuse: He accused me of lying.

به دست آوردن

Achieve: She achieved remarkable results

اقرار کردن

Acknowledge: Tom acknowledged receiving assistance.

به دست آوردن

Acquire: Suzan acquired many new friends.

خو دادن- عادت دادن

Adapt: Bob adapted himself to his new life.

اضافه کردن

Add: I added a salt to my food.

تطبیق دادن

Adjust: You will soon adjust to living in an apartment.

تحسین کردن

Admire: I admire your success.

پذیرفتن- راضی شدن

Admit: He was embarrassed to admit making a mistake.

قبول کردن

Adopt: I adopted your idea.

ستودن

Adore: He adores his father.

نصیحت کردن

Advise: He advised applying at once.

از عهده برآمدن

Afford: I can’t afford to spend any more money this week.

پذیرفتن

Agree: Why did you agree to meet her in the first place?

هدف داشتن

Aim: We aim to increase the speed of Internet.

اجازه دادن. مجاز بودن

Allow: Swimming isn’t allowed here.

پیش‌بینی کردن

Announce: She announced her intention to retire.

Anticipate: I didn’t anticipate a pleasant trip.

معذرت‌خواهی کردن

Apologize: You must to apologize.

به نظر رسیدن

Appear: My mom appears to be tired today.

درخواست دادن

Apply: Tom applied for a new job.

قدردانی کردن

Appreciate: My boss doesn’t appreciate me.

نزدیک شدن

Approach: winter is approaching.

موافقت کردن

Approve: The court will approve the sale of the property.

بحث کردن

Argue: I don’t want to argue with him.

به وجود آمدن- رخ دادن

Arise: New problems have arisen.

تنظیم کردن

Arrange: Have you arranged to meet George this weekend?

رسیدن

Arrive: We arrived at the airport.

درخواست کردن- پرسیدن

Ask: They asked to consult the collection.

فرض کردن

Assume: I assume Mark didn’t show up.

اطمینان دادن

Assure: I assure you George will be perfectly safe.

متحیر کردن

Astonish: I was astonished by his ignorance.

تلاش کردن

Attempt: Did you attempt to pass the exam?

شرکت کردن- حضور داشتن

Attend: She attended the meeting yesterday.

جذب کردن- جلب کردن

Attract: Ali attracted a lot of attention.

اجتناب کردن

Avoid: She avoided meeting him.

بیدار شدن

Awake: Tom awakes at dawn.

مطالعه کنید: کاربردهای مهم فعل to be

بهترین دوره برای یادگیری کامل مکالمه زبان انگلیسی

در هر زبانی 90 درصد مکالمه و صحبتی که شما در طول شبانه روز با افراد مختلف دارید شامل 700 قالب است که استاد کریمی و تیم متخصص آکادمی روان بعد از 3 سال این 700 قالب طلایی زبان انگلیسی را جمع‌آوری کرده‌اند و داخل ترم پیشرفته دوره جامع آکادمی روان آموزش داده‌اند. برای مشاهده دوره روی تصویر زیر کلیک کنید و برای کسب اطلاعات بیشتر به مشاورین ما با شماره تماس 09130013252 پیام دهید.

گیف دوره جامع

افعال پرکاربرد انگلیسی با حرف B

پختن

Bake: Tom baked some bread.

دوش گرفتن

Bathe: Bob bathes every day.

بودن

Be: He is immature.

تحمل کردن

Bear: I can’t bear listening to him.

شکست دادن

Beat: You can’t beat her.

شدن

Become: John became very sick.

التماس کردن

Beg: I beg you.

شروع شدن

Begin: The leaves begin to fall in automn.

رفتار کردن

Behave: Mr. Brown always behaves himself well.

اعتقاد داشتن

Believe: I believe in God.

تعلق داشتن

Belong: This bicycle belongs to Ali.

خم شدن

Bend: Lie flat and let your knees bend.

شرط بستن

Bet: I bet you know English.

گاز زدن

Bind: Do you bind books?

Bite: he took a bite out of his hamburger.

منفجر شدن

Blow: the plain blew up.

جوشاندن

Boil: Please boil the water.

قرض گرفتن

Borrow: I need to borrow your pen.

تعظیم کردن

Bow: Everyone bowed to the teacher.

شکستن

Break: he broke the window.

آوردن

Bring: I brought some dessert.

پخش کردن (برنامه رادیویی)

Broadcast: We broadcast news.

ساختن- برپا کردن

Build: We need to build a fire.

سوزاندن

Burn: The spy burned the papers.

ناگهان وارد شدن

Burst: John burst into the house.

خریدن

Buy: I bought a lot of candies for you.

فعل انگلیسی

فعل‌های انگلیسی با حرف C

حساب کردن

Calculate: A computer can calculate very rapidly.

توانستن

Can/Could: Can you give me a pen?

اهمیت دادن

Care: he cares about his employees.

حمل کردن

Carry: I don’t carry cash anymore.

گرفتن

Catch: they caught a fish in the river.

جشن گرفتن

Celebrate: We’re celebrating her birthday.

تغییر دادن

Change: I changed my mind.

انتخاب کردن

Choose: Every day is beautiful if you choose to see it.

آمدن

Come: I will come tomorrow.

مرتکب شدن

Commit: David commit those crimes.

رقابت کردن

Compete: I competed with him for the first prize.

نگران بودن

Concern: I’m concerned for my safety.

تایید شدن

Confirm: The report has yet to be confirmed.

در نظر گرفتن

Consider: they should consider putting some money into an annuity.

تشکیل شدن از

Consist: A football team consists of eleven players.

شامل شدن

Contain: This box contains five oranges.

ادامه دادن

Continue: They will continue to run.

پختن

Cook: The pizza will then take about twenty minutes to cook.

قیمت داشتن

Cost: It’ll cost about 7600 yen.

حساب کردن- شمردن

Count: We’re counting on you.

خزیدن- چهار دست‌وپا رفتن

Crawl: The baby crawled into bed.

گریه کردن

Cry: The baby is crying.

قطع کردن(بریدن)

Cut: John cut his finger.

فعل چیست

فعل‌های انگلیسی با حرف D

رقصیدن

Dance: I want to dance.

جرات کردن

Dare: He didn’t dare to speak to the cops.

کنارآمدن

Deal: I have to dealt with him.

تصمیم گرفتنن

Decide: He has decided to live in Shiraz.

رانندگی کردن

Drive: He drives a truck.

انداختن

Drop: I dropped my ice cream.

خشک کردن

Dry: she is driving her hair.

افعال انگلیسی کاربردی

افعال پرکاربرد انگلیسی با حرف E

به‌دست آوردن پول

Earn: He earns twice more than me.

خوردن

Eat: You can’t eat much cake.

وارد شدن

Enter: He entered the room.

بنا شدن

Establish: The school was established in 1650.

معاینه کردن

Examine: The doctor examined the patients.

باور کردن

Exist: I don’t believe it.

افعال پرکاربرد انگلیسی با حرف F

شکست خوردن

Fail: I failed the exam.

افتادن

Fall: I fell in the pool.

سرخ کردن

Fry: She fried fish in salad oil.

فعل‌های انگلیسی با حرف G

گرفتن

Get: I can’t get it.

دادن

Give: The waiter gives me the menu.

رفتن

Go: she will go tomorrow.

رشد کردن

Grow: Apples grow on trees.

مطالعه کنید: 120 عبارت مودبانه در زبان انگلیسی

افعال پرکاربرد انگلیسی با حرف H

اتفاق افتادن

Happen: You made it happen.

داشتن

Have: I have a car.

شنیدن

Hear: I will hear me.

پنهان کردن

Hide: I’m hiding from Tim.

نگه داشتن

Hold: Hold the knife at an angle.

امید داشتن

Hope: I hope to see you again soon.

آسیب زدن

Hurt: I hurt my elbow.

افعال پرکاربرد انگلیسی با حرف I

شناسایی کردن

Identify: She identified him as the thief.

فراموش کردن

Ignore: He ignored her advice.

پیشرفت کردن

Improve: I need to improve my French.

شامل شدن

Include: Tom’s lunch includes a sandwich and an apple.

پافشاری کردن

Insist: She insisted on going there.

نصب کردن

Install: The man tried to install his own antenna.

معرفی کردن

Introduce: I’ll introduce you to Tom.

سرمایه گذاری کردن

Invest: He invested his money in stocks.

افعال پرکاربرد انگلیسی با حرف K

نگه داشتن

Keep: I keep thinking about Joe, all alone in that place.

بوسیدن

Kiss: Did you kiss anybody?

دانستن

Know: We know him.

افعال پرکاربرد انگلیسی با حرف L

نداشتن Lack: Tom seems to lack energy.
خندیدن Laugh: Tom is laughing.
لم دادن Lay: He laid on his back.
یادگرفتن

Learn: Children learn to creep where they can go.

ترک کردن Leave: Leave me alone!
قرض دادن Lend: Tom lent Mary his camera.
دراز کشیدن Lie (in bed): Lie back down.
دروغ گفتن

Lie (not to tell the truth): He hated lying.

دوست داشتن Like: She likes playing tennis.
گوش دادن Listen: Why won’t you listen?
به نظر رسیدن Look: It looks cold outside.
عاشق بودن

Love: I love going out to restaurants.

دوره 500عبارت کاربردی زبان انگلیسی

در این دوره عبارت‌های پر کاربردی آموزش داده شده است که شما با دیدن آن به راحتی بدون این که کلمه و عبارتی در جمله های روز مره خود کم بیاورید می‌توانید استفاده کنید. برای مشاهده دوره روی تصویر زیر کلیک کنید و برای کسب اطلاعات بیشتر به مشاورین ما با شماره تماس 09130013252 پیام دهید.

افعال پرکاربرد انگلیسی با حرف M

درست کردن

Make: I’m making tea.

ملاقات کردن

Meet: We’ve never met.

نیاز داشتن

Need: You need to change your eating habits.

باز کردن

Open: Open the windows.

مالک بودن Own: I own a German car.

مطلب مفید: عبارات انگلیسی برای تاکسی گرفتن

افعال پرکاربرد انگلیسی با حرف P

رنگ زدن

Paint: She painted the wall pink.

پرداختن

Pay: Can I pay by installment payment?

برنامه‌ریزی کردن

Plan: Next year I plan to travel around the world.

بازی کردن

Play: I can play tennis.

اشاره کردن

Point: Tom pointed to the sky.

قول دادن

Promise: He promised to collect her from the airport.

کشیدن

Pull: John pulled out a pen.

هل دادن

Push: We had to push our way through the crowd.

گذاشتن

Put: I put on my shoes.

افعال پرکاربرد انگلیسی با حرف R

خواندن

Read: I read the book.

به یادآوردن

Recall: I don’t recall seeing any cars parked outside.

دریافت کردن

Receive: We received a warm welcome.

امتناع کردن

Refuse: She refused to answer questions about her personal finances.

تعمیرکردن

Repair: He repaired his watch by himself.

جایگزین کردن

Replace: The car replaced the bicycle.

خطر کردن

Risk: He risked being caught.

دویدن

Run: Do not run too fast after gain.

افعال پرکاربرد انگلیسی با حرف S

گفتن

Say: No one says that.

دیدن

See: Do you see that bird?

به نظر رسیدن

Seem: I always seem to be unlucky at cards.

فروختن

Sell: I can’t sell you that.

فرستادن

Send: They’re sending help.

مرتب کردن- تنظیم کردن

Set: I’m going to set the table.

نشان دادن

Show: I’ll show you later.

نشستن

Sit: Sit on the floor.

خوابیدن

Sleep: I slept too much.

بوییدن

Smell: Something smells bad. What is this?

صحبت کردن

Speak: He speaks English.

گذراندن

Spend: I spent some time in Boston.

شروع‌کردن

Start: He started tipping the pea pods into a pan.

متوقف‌کردن

Stop: I hoped he would stop asking awkward questions.

درس خواندن

Study: She studies hard.

شناکردن

Swim: She swims well.

افعال پرکاربرد انگلیسی با حرف T

گرفتن

Take: I took a shower.

حرف زدن

Talk: Tom talked a lot.

چشیدن

Taste: The soup tastes salty.

درس دادن

Teach: I’ll teach you how to swim.

پاره کردن

Tear: I tore the picture out of the album.

گفتن

Tell: I told him to come.

خواستن

Tend: She tends to be late for school.

فکرکردن

Think: I think that Mr. Peter is a good teacher.

ترساندن

Threaten: They threatened to ban the book.

پرتاب کردن

Throw: I threw away my shoes.

ترجمه کردن

Translate: He translated the verse into English.

سعی کردن

Try: We tried to confuse the enemy.

افعال پرکاربرد انگلیسی با حرف U

فهمیدن

Understand: I knew you’d understand.

افعال پرکاربرد انگلیسی با حرف W

صبر کردن

Wait: I can’t wait to see you.

بیدار کردن

Wake: I have to wake Tom up.

راه رفتن

Walk: Don’t try to walk before you can crawl.

خواستن

Want: I want to watch TV.

شستن

Wash: Tom washed his hands.

تماشا کردن

Watch: We watched a movie.

برنده شدن

Win: I can win this time.

آرزو کردن

Wish: I wish to insert an advertisement in your newspaper.

نوشتن

Write: Write it down on a piece of paper.

انواع فعل‌ها در زبان انگلیسی

پیشتر با مهمترین و پر کاربردترین افعال در زبان انگلیسی به تفکیک حروف اافبای انگلیسی آشنا شدید. خوب است برای تکمیل اطلاعات خود در زمینه فعل‌ها، انواع فعل‌های انگلیسی و کاربرد آنها را بدانید. البته در مقاله‌ای جداگانه به طور کامل به این موضع پرداخته‌ایم و در اینجا به صورت مختصر به آن اشاره خواهیم کرد. افعال انگلیسی به طور کلی به چند دسته زیر تقسییم می‌گردند:

1-افعال action

از این افعال برای اشاره به اعمالی که از ذهن خود برای انجام آن استفاده می‌کنیم، بهره برداری می‌شود. بیشتر افعال در این دسته قرار می‌گیرند.

مثال:

  • Run (اجرا کردن)
  • Swim (شنا کردن)
  • Help (کمک کردن)
  • Ignore (چشم پوشی کردن)
  • Believe (اعتقاد داشتن)

2- افعال stative

افعال ثابت دقیقا بالعکس افعال action بوده و به شرایط و کیفیت، عقاید و باورها اشاره می‌کند.

مثال:

  • Love (دوست داشتن )
  • Want(خواستن)
  • Own (خود دار بودن)
  • Have (داشتن)
  • Resemble (شباهت داشتن)

3-افعال transitive

این افعال به طور مستقیم با مفعول جمله در ارتباط است.

مثال:

Leonardo atea delicious pepperoni pizza.

لئوناردو پیتزای خوشمزه پپرونی را خورد.

The wealthy man boughtthree paintings.

مرد ثروتمند سه تابلوی نقاشی را خرید.

She really hates

او واقعا از کلم بروکلی متنفر است.

4- افعال intransitive

این افعال در نقطه مقابل افعال transitive قرا می‌گیرند و با مفعول به صورت مستقیم ارتباط ندارند.

مثال:

Airplanes fly.

هواپیماها پرواز می‌کنند.

The children sleptwhile the adults worked.

بچه ها می‌خوابیدند، در حالیکه بزرگترها کار می‌کردند.

The terrified monkeys hid in the trees after they saw the gigantic hungry snake.

میمون‌های وحشت زده بعد از دیدن مار غول پیکر گرسنه در درختان پنهان شدند.

5- افعال linking

افعال پیوند دهنده در واقع برای پیوند یک موضوع با مکمل آن موضوع مورد استفاده قرار می‌گیرد. مکمل موضوع، همواره مشخص کننده جمله توصیفی هستند.

مثال:

  • Be (بودن)
  • Become (تبدیل شدن)
  • Seem (به نظر رسیدن)
  • Appear (آشکار شدن)
  • Grow (رشد کردن)

6-افعال helping

افعال کمکی که با نام auxiliary verbs نیز شناخته می‌شوند، به کمک سایر افعال در جمله برای تغییر معنایی به کار می‌روند. معمولا افعال کمکی با یک فعل اصلی ترکیب می‌شوند.

مثال:

  • Be (بودن)
  • Have (داشتن)
  • Do (انجام دادن)
  • Can (توانستن)
  • Will (اراده داشتن)

7- افعال modals

این افعال که با نام معین نیز شناخته می‌شوند، مفاهیمی؛ مانند توانایی، ضرورت، امکان و یا اجازه را در جمله بیان می‌کنند.

مثال:

  • Can (توانستن)
  • May (اجازه داشتن)
  • Might (امکان داشتن)
  • Must (ضرورت داشتن)
  • Would (توانا بودن)

8- افعال regular

افعال منظم یا رگولار به افعالی گفته می‌شود که انتهای آن‌ها به -d و یا -ed ختم شوند. گاهی مواقع این افعال شکل املایی کلمه را نیز تغییر می‌دهند.

مثال:

  • jump becomes jumped (می‌پرد)
  • slip becomes slipped (می‌لغزد)
  • try becomes tried (سعی می‌کند)
  • sleep becomes slept (می‌خوابد)
  • lend becomes lent (قرض می‌کند)

9- افعال irregular

افعال نامنظم برعکس افعال منظم شکل ماضی آن‌ها به صورت متفاوت است و به طور کلی املای کلمه تغییر داده می‌شود و یا حتی در برخی مواقع املای کلمه دست نخورده باقی بماند.

مثال:

  • be becomes am, is, are, was, were, be, being, and been
  • eat becomes ate, eaten
  • fly becomes flew, flown
  • catch becomes caught, caught
  • set becomes set, set

10- افعال phrasal

این نوع از افعال از ترکیب یک فعل به همراه حرف اضافه تشکیل می‌شود و همین حرف اضافه می‌تواند کاربرد و معنای فعل را به طور کلی تغییر دهد.

مثال:

  • ask for (درخواست کردن)
  • put up with (تحمل کردن)
  • talk down to (صحبت کردن به صورت تحکم آمیز)
  • lock up (حبس کردن)
  • cut across (اریب رفتن)

لیست افعال مودال انگلیسی (modal verbs)

Will

Shall

Would

Should

Ought to

Must

Mustn’t

May

Might

Can

Could

Have to/ Has to

Don’t/ Doesn’t have to

حالا چند فعل دیگر را که در زبان انگلیسی پرکاربرد‌اند را به صورت مصدری و به همراه یک مثال بررسی می‌کنیم:

to accompany-همراهی کردن

All essays must be accompanied by a list of references.

تمام مقالات باید با یک لیست از منابع همراه باشد.

to accuse – تهمت زدن / متهم کردن

He was accused of murder.

.او متهم به قتل شده است

to add- اضافه کردن

Do you want to add your name to the list?

ایا میخواهی اسمت رو به لیست اضافه کنی؟

to assist (help)- کمک کردن، یاری دادن

Do you need anybody to assist you in your work?

برای کارت به کمک کسی نیاز داری؟

to avoid (danger, task) – پرهیز کردن / دوری کردن

They have been avoiding me.

.آنها در حال دوری کردن از من بوده اند

to exist-وجود داشتن

I don’t think ghosts exist.

.فکر نمی کنم اشباح وجود داشته باشند

to hire-استخدام کردن

You have to be careful when you want to hire a new employee.

.زمانی که می‌خواهی کارمند جدید استخدام کنی باید مراقب باشی

مطالعه کنید: بهترین انیمیشن‌ها برای یادگیری زبان انگلیسی

inherit-به ارث بردن

only a person can inherit under a will.

.فقط انسان می‌تواند از طریق وصیت نامه ارث ببرد

to insult-توهین کردن

First he drank all my wine and then he insulted all my friends.

.او اول تمام شراب من را نوشید و بعد به تمام دوستانم توهین کرد

to name, to call-نامیدن/صدا زدن

I’ll call my dog Jessie.

.من سگم را جسی صدا میزنم

to prove-ثابت کردن

That theory was never proven.

.آن نظریه هرگز ثابت نشد

to take a bath/shower-حمام کردن/دوش گرفتن

.I want to take a quick shower before we go out

.من می خواهم قبل از تمرین کردن یک دوش کوتاه بگیرم

to teach-تدریس کردن

Where do you teach?

کجا تدریس میکنید؟

to threaten-تهدید کردن

He threatened to take them to court.

.او تهدید به دادگاهی کردن آنها کرد

to provoke – تحریک کردن

It was a terrifying dog and I didn’t want to provoke it.

.آن یک سگ ترسناک بود و نمی خواستم تحریکش کنم

مطالعه کنید: بهترین پکیج آموزش زبان انگلیسی در خانه

to increase-افزایش پیدا کردن

The house increased in value.

.ارزش این خانه افزایش یافت

to hide – پنهان شدن

Tom hid the pictures in her desk drawer.

.تام عکسها را در کشوی میزش پنهان کرد

to knock-ضربه زدن/در زدن

Please knock before entering.

لطفاً قبل از وارد شدن در بزنید

to manage, to run-مدیریت کردن/اداره کردن

How do you manage without a car?

بدون ماشین چطور از پس کارهایت برمی‌آیی؟

to observe-مشاهده کردن

The police observed a man enter the bank.

پلیس مردی را مشاهده کرد که وارد بانک شد.

250 فعل پر کابرد زبان انگلیسی

در ادامه 250 فعل پر کاربرد زبان انگلیسی را به تفکیک برای شما قرار خواهیم داد. مطالعه و تکرار این افعال فرصت خوبی برای یادگیری و به خاطر سپردن آن‌ها خواهد بود.

در همین راستا تمامی این افعال بدون ترجمه و همراه با افعال هم خانواده آنها قرار داده شده‌اند تا فرصت بیشتری برای تمرین و ممارست زبان آموز فراهم گردد. توجه داشته باشید که این افعال در قالب 10 گروه 25 تایی برای دسترسی راحت‌تر شما ایجاد گردیده است:

گروه اول: از 1 الی 25

1. Be – exist, live, occur

2. Have – possess, own, hold

3. Do – perform, execute, accomplish

4. Say – speak, express, utter

5. Go – travel, move, proceed

6. Can – could, be able to, have the capacity to

7. Get – obtain, acquire, receive

8. Make – create, produce, generate

9. Know – understand, comprehend, grasp

10. Think – believe, consider, ponder

11. Take – seize, grab, acquire

12. See – perceive, observe, notice

13. Come – arrive, approach, enter

14. Want – desire, wish, crave

15. Look – gaze, glance, peer

16. Use – utilize, employ, apply

17. Find – discover, locate, uncover

18. Give – donate, contribute, provide

19. Tell – inform, reveal, share

20. Work – labor, toil, perform

21. Need – require, demand, necessitate

22. Feel – experience, sense, perceive

23. Become – transform, evolve, develop

24. Leave – depart, go away from, abandon

25. Put – place, insert, position

گروه دوم: از 26 الی 50

26. Be – exist, live, occur

27. Have – possess, own, hold

28. Do – perform, execute, accomplish

29. Say – speak, express, utter

30. Go – travel, move, proceed

31. Can – could, be able to, have the capacity to

32. Get – obtain, acquire, receive

33. Make – create, produce, generate

34. Know – understand, comprehend, grasp

35. Think – believe, consider, ponder

36. Take – seize, grab, acquire

37. See – perceive, observe, notice

38. Come – arrive, approach, enter

39. Want – desire, wish, crave

40. Look – gaze, glance, peer

41. Use – utilize, employ, apply

42. Find – discover, locate, uncover

43. Give – donate, contribute, provide

44. Tell – inform, reveal, share

45. Work – labor, toil, perform

46. Need – require, demand, necessitate

47. Feel – experience, sense, perceive

48. Become – transform, evolve, develop

49. Leave – depart, go away from, abandon

50. Put – place, insert, position

گروه سوم : 51 الی 75

51. Include – incorporate, contain, encompass

52. Continue – persist, endure, carry on

53. Set – place, put, position

54. Learn – acquire knowledge, gain understanding, study

55. Change – alter, modify, transform

56. Lead – guide, direct, govern

57. Understand – comprehend, grasp, perceive

58. Watch – observe, view, witness

59. Follow – pursue, chase, adhere to

60. Stop – cease, halt, come to an end

61. Create – generate, produce, bring into existence

62. Speak – talk, communicate, converse

63. Read – peruse, scan, study

64. Allow – permit, enable, grant

65. Add – append, join, include

66. Spend – utilize, consume, expend

67. Grow – expand, increase, develop

68. Open – unlock, unseal, release

69. Walk – stroll, stride, hike

70. Win – triumph, prevail, succeed

71. Offer – propose, present, suggest

72. Remember – recall, recollect, retain in memory

73. Love – adore, cherish, treasure

74. Consider – contemplate, deliberate, think about

75. Appear – seem, give the impression, look like

گروه چهار : از 76 الی 100

76. Buy – purchase, acquire, obtain

77. Wait – anticipate, be patient, hold on

78. Serve – assist, help, provide for

79. Die – pass away, expire, cease to exist

80. Send – transmit, dispatch, forward

81. Expect – anticipate, await, look forward to

82. Build – construct, erect, assemble

83. Stay – remain, linger, be present

84. Fall – drop, descend, topple

85. Cut – slice, chop, divide

86. Reach – arrive at, attain, achieve

87. Kill – slay, murder, cause the death of

88. Remain – stay, continue to be, be left

89. Suggest – propose, recommend, put forward

90. Raise – elevate, lift, increase

91. Pass – go through, move past, travel by

92. Sell – market, exchange, trade

93. Require – demand, need, necessitate

94. Report – inform, communicate, state

95. Decide – determine, choose, make a decision

96. Pull – drag, tug, yank

97. Break – shatter, fracture, smash

98. Classify – categorize, group, sort

99. Study – learn, research, investigate

100. Show – demonstrate, illustrate, exhibit

گروه پنج : 101 الی 125

101. Pick – choose, select, pluck

102. Develop – cultivate, evolve, nurture

103. Achieve – accomplish, attain, reach

104. Follow – obey, conform to, heed

105. Build – establish, create, form

106. Create – produce, form, invent

107. Design – plan, blueprint, devise

108. Manage – oversee, supervise, handle

109. Protect – defend, safeguard, shield

110. Produce – generate, manufacture, create

111. Establish – found, set up, initiate

112. Join – unite, connect, link

113. Create – invent, conceive, originate

114. Apply – utilize, implement, employ

115. Discuss – talk about, debate, converse

116. Identify – recognize, distinguish, determine

117. Represent – depict, portray, symbolize

118. Imagine – envision, visualize, picture

119. Recognize – acknowledge, perceive, realize

120. Complete – finish, accomplish, conclude

121. Prevent – stop, hinder, deter

122. Involve – include, encompass, entail

123. Explain – clarify, elucidate, describe

124. Share – distribute, divide, allocate

125. Sing – vocalize, chant, serenade

گروه شش : 126 الی 150

126. Choose – select, pick, decide on

127. Apply – use, utilize, employ

128. Involve – include, entail, encompass

129. Develop – evolve, progress, grow

130. Write – compose, pen, draft

131. Study – learn, research, analyze

132. Improve – enhance, better, upgrade

133. Play – perform, participate, engage in

134. Support – assist, help, back

135. Establish – set up, create, found

136. Read – peruse, scan, examine

137. Test – evaluate, assess, measure

138. Grow – cultivate, nurture, thrive

139. Provide – supply, furnish, offer

140. Organize – arrange, coordinate, systematize

141. Receive – get, obtain, acquire

142. Perform – execute, carry out, accomplish

143. Analyze – examine, study, scrutinize

144. Succeed – achieve success, prosper, triumph

145. Remember – recall, recollect, retain

146. Build – construct, erect, assemble

147. Plan – organize, arrange, prepare

148. Follow – adhere to, comply with, obey

149. Discuss – talk about, debate, converse

150. Reflect – ponder, contemplate, think

گروه هفت : 151 الی 175

151. Choose – select, pick, decide on

152. Apply – use, utilize, employ

153. Involve – include, entail, encompass

154. Develop – evolve, progress, grow

155. Write – compose, pen, draft

156. Study – learn, research, analyze

157. Improve – enhance, better, upgrade

158. Play – perform, participate, engage in

159. Support – assist, help, back

160. Establish – set up, create, found

161. Read – peruse, scan, examine

162. Test – evaluate, assess, measure

163. Grow – cultivate, nurture, thrive

164. Provide – supply, furnish, offer

165. Organize – arrange, coordinate, systematize

166. Receive – get, obtain, acquire

167. Perform – execute, carry out, accomplish

168. Analyze – examine, study, scrutinize

169. Succeed – achieve success, prosper, triumph

170. Remember – recall, recollect, retain

171. Build – construct, erect, assemble

172. Plan – organize, arrange, prepare

173. Follow – adhere to, comply with, obey

174. Discuss – talk about, debate, converse

175. Reflect – ponder, contemplate, think

گروه هشت : 176 الی 200

176. Buy – purchase, acquire, procure

177. Hire – employ, engage, recruit

178. Sell – market, trade, exchange

179. Trust – rely on, have confidence in, believe

180. Choose – select, pick, opt for

181. Agree – consent, concur, approve

182. Lead – guide, direct, navigate

183. Smile – grin, beam, smirk

184. Win – triumph, succeed, prevail

185. Move – relocate, shift, transfer

186. Follow – obey, conform, comply

187. Relax – unwind, decompress, rest

188. Break – fracture, shatter, smash

189. Watch – observe, monitor, scrutinize

190. Complete – finish, conclude, accomplish

191. Dance – groove, sway, twirl

192. Promote – market, advertise, endorse

193. Support – assist, aid, back

194. Choose – opt for, decide on, select

195. Speak – talk, communicate, converse

196. Achieve – accomplish, attain, reach

197. Throw – toss, hurl, fling

198. Taste – sample, try, savor

199. Climb – ascend, scale, mount

200. Draw – sketch, illustrate, depict

گروه نه : 201 الی 225

201. Explain – clarify, elucidate, describe

202. Drive – operate, maneuver, steer

203. Sing – vocalize, serenade, croon

204. Run – sprint, jog, race

205. Control – manage, oversee, regulate

206. Point – indicate, show, direct

207. Play – perform, act, engage in

208. Beat – defeat, conquer, overcome

209. Plant – cultivate, sow, grow

210. Prove – demonstrate, confirm, verify

211. Receive – get, obtain, acquire

212. Die – pass away, expire, depart

213. Shoot – fire, aim, discharge

214. Reach – achieve, attain, accomplish

215. Wear – don, put on, be dressed in

216. Burn – ignite, incinerate, scorch

217. Cook – prepare, make, chef

218. Dream – envision, imagine, fantasize

219. Increase – grow, enhance, amplify

220. Borrow – take, obtain, use temporarily

221. Sing – vocalize, croon, serenade

222. Act – perform, portray, play a role

223. Study – learn, research, analyze

224. Provide – supply, furnish, offer

225. Paint – depict, portray, illustrate

گروه ده : 226 الی 250

226. Employ – hire, engage, recruit

227. Plan – organize, arrange, prepare

228. Teach – instruct, educate, train

229. Enjoy – appreciate, relish, savor

230. Break – shatter, fracture, smash

231. Win – triumph, prevail, succeed

232. Tell – inform, communicate, share

233. Discover – find, uncover, reveal

234. Relax – unwind, decompress, rest

235. Improve – enhance, upgrade, refine

236. Run – sprint, race, jog

237. Sing – vocalize, chant, serenade

238. Look – glance, gaze, observe

239. Start – begin, commence, initiate

240. Walk – stroll, amble, hike

241. Study – learn, research, analyze

242. Speak – talk, converse, communicate

243. Play – participate, engage, perform

244. Continue – persist, endure, carry on

245. Jump – leap, hop, bound

246. Sleep – slumber, rest, doze

247. Use – employ, utilize, make use of

248. Work – labor, toil, exertion

249. Die – pass away, expire, perish

250. Eat – consume, devour, ingest

چطور فعل های پرکاربرد انگلیسی را به خاطر بسپاریم؟

می‌دانستید بدون یادگیری افعال نمی‌توانید یک جمله درست و درمان بسازید؟! در زبان انگلیسی برای تمام اعمال فعل وجود دارد، و این کار که بخواهیم تمام لغات را حفظ کنیم شاید خیلی زمان بر و سخت باشد، پس باید چه کاری انجام دهیم؟

پیشنهاد ما به شما این است که همین فعل‌های معرفی شده را به خاطر بسپارید چرا که با همین‌ها می‌توان در بسیاری از مکالمات با موضوع‌های مختلف نیز شرکت کرد. از جمله راه کارهایی که برای حفظ لغات و افعال در زبان انگلیسی کاربرد دارند می‌توان به: جمله‌سازی با کلمات، استفاده از فلش کارت‌ها و نوشتن اشاره کرد. بهترین کار برای حفظ لغات تمرین متوالی است، پس سعی کنید در یادگیری‌تان تاخیر و فاصله نیاندازید.

مطالعه کنید: آموزش حروف انگلیسی به کودکان

لیست افعال پرکاربرد انگلیسی pdf

شما عزیزان می‌توانید فایل مربوط به فعل‌های پرکاربرد را که برایتان آماده کرده‌ایم را دانلود کنید، این فایل شامل ۱۰۰ فعلی است که در جدول بالا آورده شده است.

+لیست فعل های پرکاربرد انگلیسی pdf

یادگیری لغات و فعل‌های پرکاربرد با استفاده از جعبه لایتنر

یکی از راه‌های یادگیری آسان لغات و فعل‌های جدید انگلیسی، استفاده از جعبه لایتنر است که به شما پیشنهاد می‌کنم مطلب زیر را مطالعه کنید تا به طور کامل نحوه استفاده از جعبه لایتنر را یاد بگیرید.

مطالعه کنید: جعبه لایتنر چیست؟

سخن آخر

در این بخش با افعال پرکاربرد در زبان انگلیسی به طور کامل آشنا شدید، می‌توانید با استفاده از فایلpdf این افعال را در حافظه تلفن همراه و یا سیستم خود ذخیره کنید و روزانه چند لغت را به خاطر بسپارید تا تمامی آن‌ها را کاملا یادبگیرید. در صورت وجود هر گونه سوال در این زمینه با ما در ارتباط باشید.



مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا