آمورش

پدر به انگلیسی، روش کاربرد و عبارات بهتر (با ترجمه و مثال)

Gamma koli

پدر به انگلیسی می شود Father که البته کمی رسمی ست و معمولا در کشورهای غربی فرزندان پدر را به صورت Dad یا Daddy صدا می زنند. مثل پدربزرگ که Grandfather است اما حالت غیر رسمی و صمیمی آن Grandpa هستش. نکات جالبی در این مطلب داریم که هم خلاصه هست و هم فوق العاده کاربردی.

  • Father: پدر
  • نوع کلمه: اسم قابل شمارش (countable noun)
  • تلفظ بریتیش: /ˈfɑː.ðər/
  • تلفظ آمریکایی: /ˈfɑː.ðɚ/

به کارتون میاد: ببخشید به انگلیسی، روش استفاده و عبارات مرتبط

تعریف اول کلمه father در نقش اسم قابل شمارش

  • A maleparent والد مذکر

مثال:

  • My father took me to watch the football every Saturday. پدرم شنبه هر هفته من را به تماشای فوتبال می برد
  • The children’s father came to pick them up from school. پدر بچه ها برای بردنشان به مدرسه آمد
  • Please may I go, Father? پدر، اجازه هست بروم؟

به کارتان می آید: 100 روش تعریف کردن از کسی به انگلیسی

مترادف ها، متضادها و مثال هایی از کلمه Father

  • Your parents: My parents died when I was young. والدین شما: وقتی جوان بودم والدینم فوت کردند
  • Biological parent :Some children are raised by grandparents or other family members, instead of their biological parents. پدر تنی: بعضی از بچه ها به جای پدر (تنی)، توسط پدربزرگ و مادربزرگ یا سایر اعضای فامیل بزرگ می شوند
  • Adoptive parent :When he was 7 months old, his mother gave him up to his adoptive parents. پدر و مادر خوانده: در هفت ماهگی مادرش او را به پدر خوانده و مادر خوانده اش سپرد
  • Mother :Have you met my mother? مادر: آیا با مادر من ملاقات کرده ای؟
  • Father :My father fully supports my life choices. پدر: پدرم از انتخاب های زندگی من به طور کامل حمایت می کند
  • Mum :My mum and dad go there every year. مامان: مامان و بابام هر سال به آنجا می روند

تعریف دوم کلمه father در نقش اسم قابل شمارش

(The title of) a Christian priest, especially a Roman Catholic or Orthodox priest. (عنوان) یک کشیش مسیحی، به خصوص کشیش کاتولیک رومی یا ارتدوکس

مثال:

English

می خوای کل این سایت توی جیبت باشه؟ توی اپلیکیشن آموزشی چرب زبان، هرررر زبانی رو جوری یاد میگیری که تو هیچ کلاس آموزشی یا پک دیگه ای نه دیدی نه شنیدی! در کمترین زمان زبان مدنظرتو مثل بلبل حرف بزن!

  • Father O’Reilly پدر اوریلی
  • [ as form of address ] Are you giving a sermon, Father? [به عنوان خطاب] آیا موعظه میکنید، پدر؟

حتما بخوانید: ضروری ترین اصطلاحات انگلیسی که باید بلد باشید

تعریف سوم کلمه father در حالت اسم قابل شمارش

A name for the ChristianGod نامی برای خدای مسیحی

  • God the Father خدای پدر
  • Our Father, who art in heaven… پدر ما، ای کسی که در بهشتی

در کنار این مطلب بخوانید: چگونه افراد مختلف را در زبان انگلیسی صدا بزنیم؟

واژه ها و عبارت های مرتبط

  • the father of sth (idiom) اصطلاح: پدر چیزی بودن (کسی که کاری را شروع کند یا برای اولین بار چیزی را به وجود آورد.)

father در نقش فعل

  • فعل (متعدی یا گذرا)- transitive verb
  • تلفظ بریتیش: /ˈfɑː.ðər/
  • تلفظ آمریکایی: /ˈfɑː.ðɚ/

تعریف father در نقش فعل

To become the father of a child by making a woman pregnant صاحب فرزند شدن از طریق باردار کردن یک زن

مثال:

  • He’s fathered three children. او پدر سه بچه است
  • to father twins صاحب دوقلو شدن، پدر دوقلوها بودن

بسیار کاربردی: 100 روش تعریف کردن از کسی در انگلیسی

مترادف های کلمه father

Sire (والد مذکر، پدر)

  • My father retired seven years ago. پدرم هفت سال پیش بازنشسته شد
  • the father of پدرِ… (شروع کننده کاری یا مبدع چیزی برای اولین بار)

وقتی از اصطلاح «پدرِ یک چیزی یا کاری» استفاده می کنیم، به این معناست که یک شخص کاری را برای اولین بار شروع کرده یا چیز مهمی را به وجود آورده است.

مثال:

  • Freud was the father of psychoanalysis. فروید پدر علم روانکاوی بود

واژه father (خصوصاً با حرف اول بزرگ): لقب Father عنوانی برای کشیش های مسیحی محسوب می شود. لقبی که برای کشیش کاتولیک، اسقفی یا ارتدوکس استفاده می شود:

  • Father Randall پدر رندال
  • Are you giving a sermon, Father? داری موعظه می کنی پدر؟

Fatherhood

  • پدری، اصل، اصلیت
  • Fatherhood : اسم غیر قابل شمارش (uncountable noun)
  • تلفظ آمریکایی: /ˈfɑð·ərˌhʊd/

مثال:

  • Fatherhood is a lifelong responsibility. پدر بودن یک مسئولیت مادام العمر است

کاربردی: عمه و خاله به انگلیسی، روش استفاده

حقایق جالب درباره پدرها

1- یافته های علم ژنتیک نشان می دهد که ما بیشتر شبیه پدرانمان هستیم.

2- برخلاف تصورات رایج، فقط مادرها نیستند که در طول بارداری و انتظار برای تولد فرزندانشان دچار تغییرات هورمونی می شوند، بلکه بدن پدرها هم (حتی بیشتر) دستخوش این تغییرات می شود.

3- پدرها باید روی نحوه صحبت کردن بچه هایشان در دوران نوزادی کار کنند.

4- پدرها هم درست مثل مادرها، وقتی نوزاد کوچکشان را برای مدت کوتاهی ترک می کنند تا به کارشان برسند احساس گناه می کنند.

5- پدرها باید در انجام کارهای خانه به همسرشان کمک کنند.

6- پدرانی که در انجام کارهای خانه بیشتر کمک کنند در آینده دختران بلند پرواز و مصمم تری هم خواهند داشت.

7- افرادی که به تازگی پدر شده اند هم درست مثل خانمهایی که تازه مادر شده اند دچار برخی مشکلات و چالش ها می شوند و این اتفاق جدید زندگی شان را تحت تاثیر قرار می دهد.

8- شاید وقتی به کسی لقب “پدر بی مسئولیت” داده می شود، واقعا آن فرد با چیزی که به نظر می رسد متفاوت باشد؛ یعنی در واقع شاید اصلا بی مسئولیت نباشد و فقط اینطور به نظر برسد.

9- می خواهید ثابت کنید پدر خوبی هستید؟ بزنید زیر آواز!

از دست ندین: 50 اصطلاح کاربردی در زبان انگلیسی

10- برای برخی از مردان، تشکیل زندگی می تواند منجر به افزایش درآمد، رشد تولید و تعلق خاطر بیشتر به شرکت محل کارشان شود.

11- بهترین ایالت برای کار کردن پدرها «مینِسوتا» (Minnesota) است. بدترین ایالت؟ «می سی سی پی» (Mississippi).

12- دخترانی که وقت بیشتری با پدرانشان می گذرانند و رابطه شاد و پر محبتی با پدرشان دارند، کمتر از بقیه در معرض ابتلا به بیماری های مقاربتی ناشی از تعدد روابط جنسی قرار می گیرند.

13- پدرانی که برای بزرگ کردن فرزندانشان انرژی و وقت بیشتری صرف کنند، بچه هایی باهوش و با اخلاق تربیت می کنند.

14- پدرانی که با بچه های خود بازی می کنند به رشد و بلوغ آنها کمک شایانی خواهند کرد.

15-پدرهایی که وقت بیشتری با کودکان خود سر می کنند، شادترند.

دانلود کنید واسه گوشی: 5 دیکشنری برتر دنیا

English

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا