آمورش

رفیق به انگلیسی، روش کاربرد و عبارات بهتر (با ترجمه و مثال)

Gamma koli

رفیق به انگلیسی می شودbuddy (خودمانی). همچنین رسمی تر آن Friend است. البته Fellow هم استفاده می شود (اما معمولا در سخنرانی ها یا خطاب هایی ست که بین حالت خودمانی و رسمی ست). 3 حالت رایج و خودمانی دیگر هم هست: bro و mate و pal .توضیحات کامل:

  • تعداد سیلاب: ۲ (bud·‌dy )
  • آواشناسی: ˈbə-dē
  • buddy (اسم)
  • فرم جمع: buddies

تعریف کلی Buddy

۱ -همراه (COMPANION)، شریک (PARTNER)

۲-رفیق (FELLOW)-این معنی در خطاب غیررسمی کاربرد دارد

Buddy (فعل) Buddied, buddying

فعل لازم یا ناگُذرا (intransitive verb)

English

می خوای کل این سایت توی جیبت باشه؟ توی اپلیکیشن آموزشی چرب زبان، هرررر زبانی رو جوری یاد میگیری که تو هیچ کلاس آموزشی یا پک دیگه ای نه دیدی نه شنیدی! در کمترین زمان زبان مدنظرتو مثل بلبل حرف بزن!

  • to become friendly —usually used with up or with به معنی دوست شدن/رفیق شدن (معمولاً همراه با up یا with می‌آید)

buddy (صفت)

  • featuring a friendship or partnership between the two main usually male characters نشان دهنده رابطه دوستی یا مشارکت بین دو شخصیت اصلی معمولاً مرد

4 ابزار عالی: ترجمه متن انگليسي به فارسي با عكس گرفتن

مترادف و متضاد

مترادف (اسم):

  • یار (alter ego)
  • دوست (amigo)
  • دوست صمیمی (chum)
  • رفیق (compadre)
  • همراه/ رفیق (comrade)
  • دوست مورد اعتماد (confidant)
  • محرم (confidante)
  • دوست صمیمی/ همدم (crony)
  • آشنا (familiar)
  • دوست (friend)
  • دوست صمیمی (intimate)
  • رفیق (mate) [به صورت عمده در انگلیسی بریتانیایی رایج است]
  • دوست خوب/ رفیق (musketeer)
  • دوست صمیمی (pal)

متضاد (اسم):

  • دشمن (enemy)
  • خصم (foe)

به کارتان می آید: 100 روش تعریف کردن از کسی به انگلیسی

مثال ‌هایی از کلمه buddy در جمله به عنوان اسم

  • His fishing buddy just bought a new boat همراه ماهیگیری او به تازگی یک قایق خریده است
  • My old college buddy is the one person I can always turn to دوست قدیمی من در دانشگاه تنها کسی است که همیشه می‌ توانم به او مراجعه کنم

سایر مثال‌ها از کلمه buddy به عنوان اسم

  • Simultaneously, Pete bonds with Jay over basketball until Jay makes a new living friend, and Flower attempts to be Pete’s new basketball buddy. به طور همزمان، پیت با جی از طریق بسکتبال ارتباط برقرار می‌کند تا اینکه جی دوست جدیدی پیدا می‌کند و فلاور تلاش می کند تا دوست بسکتبالی جدید پیت باشد
  • The trip was about more than seeing an old Army buddy. این سفر چیزی بیشتر از دیدن یک دوست قدیمی ارتشی بود

در کنار این مطلب بخوانید: چگونه افراد مختلف را در زبان انگلیسی صدا بزنیم؟

عبارتهای شامل کلمه buddy

  • رفیق شفیق (buddy-buddy)
  • سیستم همکاری دونفره (buddy system)
  • دوست و رفیق شدن (buddy up)
  • سیستم محافظت دونفره (the buddy system)

تاریخ و ریشه‌شناسی کلمه buddy

اسم: احتمالاً شکل دگرگون شده ادای کودکانه کلمه برادر (brother) باشد

به کارتون میاد: 110 پیام انگلیسی عاشقانه زیبا (آپدیت 2022)

عبارات جایگزین و بهتر برای کلمه buddy

  • کلمه amigo (معنی این کلمه معادل کلمه دوست در زبان اسپانیایی است)
  • کلمه friend (یکی از اعضای جامعه دوستی؛ یک کوئیکر)
  • کلمه bub (به عنوان یک واژه در خطاب دوستانه به خصوص در مورد یک مرد یا پسر کاربرد دارد)
  • کلمه mate (کاربرد محاوره‌ای دوست معمولاً هم‌جنس در بریتانیا، استرالیا و نیوزیلند)
  • کلمه chum (یک دوست صمیمی)
  • کلمه companion (چیز یا پدیده‌ای که به صورت استعاری ارتباط نزدیکی با چیز، پدیده یا شخص دیگری دارد)
  • کلمهpal (کاربرد محاوره‌ای دوست و رفیق)
  • کلمه sidekick (معنی این کلمه معادل دوست، شریک یا همراه نزدیک است)
  • کلمه bud (خطاب غیررسمی و مخفف برای کلمه دوست buddy)
  • کلمه fellow (به معنی مرد یا پسر به خصوص دوست‌پسر یا معشوقه است. همچنین معادل یک فرد هم‌سن است که همان فعالیت‌هایی را انجام می‌دهد که شما انجام می‌دهید، یا دانش‌آموز یا محققی که در حال انجام تحقیقاتی است که برای آن پول دریافت می‌کند.)
  • کلمه bro (معنی عامیانه برادر؛ اغلب برای خطاب به یک دوست مذکر رنگین‌پوست)
  • کلمه intimate (یک دوست خیلی نزدیک)
  • کلمه crony (یک همراه یا همکار)
  • کلمه comrade (به معنی دوست یا کسی است که با دیگری علایق مشترک دارد)
  • کلمه confidante (یک دوست مورد اعتماد مؤنث)
  • کلمهbuster (به معنی دوست در خطاب غیررسمی به یک مرد یا پسر خصوصاً از روی دلخوری)
  • کلمه mac (برای خطاب به مردی که اسمش مشخص نیست)
  • کلمه jack (اسم شخص، اسم خاص یا نام مستعار John)
  • کلمه confidant (دوست نزدیک و قابل اعتمادی که کسی رازها یا موضوعات شخصی را با او در میان می‌گذارد)

کاربردی: بهترین به انگلیسی و عبارات جایگزین و بهتر

English

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا