آمورش

خدا به انگلیسی و 15 حقیقت جالب (با ترجمه و مثال)

Gamma koli

خدا به انگلیسی می شود God (گاد) که البته چند هم معنی و نکات گرامری دارد، و 15 حقیقت فوق العاده جالب که در انتهای مطلب آورده ایم. با چرب زبان همراه باشید و از یادگیری لذت ببرید.

  • God: خدا، خداوند
  • نوع کلمه: اسم (noun)
  • تلفظ: /ɡɒd/

در کنار این مطلب بخوانید: جملات/اصطلاحات/واژگان رایج در ایمیل/نامه های انگلیسی

تعاریف مختلف God (خدا) به انگلیسی

1- (In Christianity and other monotheistic religions) the creator and ruler of the universe and source of all moral authority; the supreme being. (در مسیحیت و سایر ادیان توحیدی) خالق و فرمانروای جهان هستی و منبع همه قدرت های اخلاقی، برترین موجود

مثال:

  • ‘What if the God at issue is the Trinitarian God of Christian worship and theology?’ اگر خدای مورد بحث، خدای تثلیث در پرستش و الهیات مسحیت باشد چه؟

2- (In certain other religions) a superhuman being or spirit worshipped as having power over nature or human fortunes; a deity. (در برخی ادیان دیگر) موجود یا روح فوق بشری که به عنوان صاحب قدرت بر طبیعت یا ثروت های انسانی پرستش می شود. خداوندگار

English

می خوای کل این سایت توی جیبت باشه؟ توی اپلیکیشن آموزشی چرب زبان، هرررر زبانی رو جوری یاد میگیری که تو هیچ کلاس آموزشی یا پک دیگه ای نه دیدی نه شنیدی! در کمترین زمان زبان مدنظرتو مثل بلبل حرف بزن!

مثال:

  • ‘a moon god’ یک خدای ماه

3- An image, animal, or other object worshipped as divine or symbolizing a god. تصویر، حیوان یا شیء دیگری که به عنوان خدا پرستیده می شود یا نماد یک خداست

مثال:

  • ‘wooden gods from the Congo’ خدایان چوبی از کنگو

4-Used as a conventional personification of fate. به عنوان شخصیت متعارف و مرسوم که برای اشاره به سرنوشت استفاده می شود

مثال:

  • ‘he dialled the number and, the gods relenting, got through at once’. او شماره را گرفت و در حالیکه دست تقدیر روی خوشش را نشان می داد، فورا از آن عبور کرد

5-greatly admired or influential person. شخص بسیار تحسین شده یا تأثیرگذار

مثال:

  • ‘He has little time for the fashion victims for whom he is a god’. او برای قربانیان مد که به آن به چشم خدا نگاه می کنند وقت زیادی ندارد

6-thing accorded the supreme importance appropriate to a god. چیزی که به اندازه خدا از اهمیت زیادی برخودار باشد

مثال:

  • ‘Don’t make money your god’.

پول رو خدای خودت نکن.

30 پادکست رایگان برای تقویت لیسنینگ (و اسپیکینگ) زبان انگلیسی

کاربردهای دیگر کلمه God

1- EXCLAMATION بیان تعجب

مثال:

  • ‘God, what did I do to deserve this?’ خدایا، من چه کار کردم که مستحق چنین چیزی باشم؟

2- God bless: An expression of good wishes on parting. خدا برکت بدهد، خدا حافظ تو باشد: برای بیان آرزوهای خوب در هنگام فراق

مثال:

  • ‘good night and God bless’ شب بخیر و خدا حافظت باشد

3- God damn:Used to express anger or annoyance with someone or something. خدا لعنتت کند: برای ابراز خشم یا دلخوری از کسی یا چیزی استفاده می شود

مثال:

  • ‘God damn you, why won’t you talk to me!’ خدا لعنتت کنه، چرا با من حرف نمیزنی

4- God grant: to express a wish that something should happen. خدا کند، خدا بکند: بیان و ابراز اینکه ایکاش اتفاقی بیفتد

مثال:

  • ’God grant he will soon regain his freedom’ خدا کند او به زودی آزادی اش را به دست بیاورد

5- God help: Used to express the belief that someone is in a difficult, dangerous, or hopeless situation. 5- خدا کمک کند: برای بیان این باور که کسی در موقعیت دشوار، خطرناک یا ناامیدکننده ای قرار دارد استفاده می شود

مثال:

  • ’God help anyone who stands in their way’ خدا به هر کسی که در کارش گره افتاده و مشکل پیش آمده کمک کند

6- God the Father :(in Christian doctrine) the first person of the Trinity, God as creator and supreme authority. خدای پدر: (در آموزه های مسیحی) شخص اول تثلیث، خدا به عنوان خالق و قدرت برتر

مثال:

  • ‘Letters from you and letters from people around the country about the practical, powerful, precious effect of the truth that God the Father of our Lord, Jesus Christ, is absolutely sovereign over all suffering and sin.’

نامه های شما و نامه های مردم از سراسر کشور درباره تأثیر عملی، قدرتمند و ارزشمند این حقیقت خدای پدر خداوند ما یعنی عیسی مسیح، کاملا و مطلقا بر تمام رنجها و گناهان ما تسلط دارد.

حتما بخوانید: ۶ کتاب واژگان فوق‌العاده برای یادگیری بهتر لغات زبان انگلیسی

7- God the Son: (in Christian doctrine) Christ regarded as the second person of the Trinity; God as incarnate and resurrected saviour. خدای پسر: ( در آموزه های مسیحی) مسیح به عنوان شخص دوم تثلیث و خدایی که به عنوان منجی تجسم یافته و زنده شده است تلقی می شود.

مثال:

  • ‘The second aspect of the Trinity is that of God the Son.’ دومین وجه تثلیث، وجه خدای پسر است

8- God willing: Used to express a wish or hope. اگر خدا بخواهد: برای بیان یک آرزو یا امید استفاده می شود

مثال:

  • One day, God willing, she and John might have a daughter. یک روز، اگر خدا بخواهد او و جان صاحب دختر می شوند

9- do God’s work: Perform a job or task that is intended to help others or advance a cause according to Christian principles. در راه رضای خدا کار کن: کار یا عملی انجام بده که برای کمک به دیگران یا پیشبرد هدفی مطابق با اصول مسیحیت باشد

10- in God’s name: Used in questions to emphasize anger or surprise. محض رضای خدا: در جملات سوالی برای تاکید رو خشم و عصبانیت یا تعجب استفاده می شود

مثال:

  • ‘what in God’s name are you doing?’ محض رضای خدا چیکار داری میکنی؟

حتما دانلود کنید: 4 تا از بهترین مترجم های انگلیسی به فارسی

11- play God: Behave as if all-powerful. خدایی کردن، جای خدا بودن: مثل یک قادر مطلق رفتار کردن

مثال:

  • ‘the fear about scientists playing God and creating children’ ترس از اینکه دانشمندان جای خدا را می گیرند و کودکان را خلق می کنند

12- please God: Used to emphasize a strong wish or hope. انشاء الله، اگر خدا بخواهد: برای تاکید روی یک آرزو یا امید سرسخت و محکم استفاده می شود

مثال:

  • ‘please God the money will help us find a cure’ انشاء الله پول به ما کمک می کند تا درمانی پیدا کنیم

13- to God: Used after a verb to emphasize a strong wish or hope. تو را به خدا: بعد از فعل برای تأکید روی یک آرزو یا امید مهم و سرسخت استفاده می شود

مثال:

  • ‘I hope to God you’ve got something else to put on’ تو را به خدا امیدوارم چیز دیگری برای پوشیدن داشته باشی

14- with God: Dead and in heaven با خدا: مرده و در بهشت

مثال:

  • ‘Can we experience joy with God in heaven if we know nothing of joy and celebration here on earth?’ اگر خبری از شادی و جشن در اینجا و روی زمین نداریم، آیا می توانیم در بهشت با خدا شادی کنیم؟

ریشه واژه God

این کلمه یک واژه انگلیسی قدیمی، با منشاء آلمانی است که به کلمه god در زبان هلندی و Gott در آلمانی مرتبط می شود.

مکالمه رو یک بار برای همیشه یاد بگیر: دانلود 100 مکالمه رایج روزمره

حقایق جالب درباه خدا

حقایق (Facts)، به آن دسته چیزهایی گفته می شود که کاملا صادق و راست هستند و اغلب اوقات با باورها و عقاید افراد در تضادند. فهمیدن حقایق درباره چیزهای مختلف، از موضوعات کم اهمیت گرفته تا مسائل مهم، می تواند بزرگ و کوچک و پیر و جوان را به خودش جذب کند. در اینجا ما شما را با برخی از جالبترین حقایق درباره خدا آشنا می کنیم.

1- اعتقاد بر این است که خداوند خالق و ناظر فراطبیعی جهان است.

2- خیلی ها معتقدند که خداوند دارای علم بی نهایت، قدرت و خیر نامحدود و نامتناهی است و در همه جا حضور دارد.

3- این اعتقادات در ادیان اولیه مثل یهودیت، مسیحیت و اسلام وجود دارند.

4- خدا در دین یهودیت به عنوان موجودی ابدی که جهان را خلق و آن را حفظ می کند تعریف شده است.

5- در دین اسلام، خداوند یا همان الله در زبان عربی، آفریدگار قادر و دانا، نگهدارنده، دستور دهنده و داور جهان هستی است.

6- در دین مسیحیت خدا به عنوان پدر، پسر و روح القدس شناخته می شود.

7- در مسیحیت، اعتقاد قدرتمند و برتر این است که عیسی، با اینکه خودش خداوند و نجات دهنده الهی است، اما پسر خداست. و اینکه روح القدس اراده خدا بر روی زمین است.

در کنار این مطلب بخوانید: چگونه افراد مختلف را در زبان انگلیسی صدا بزنیم؟

8- اعتقاد بر این است که کتاب مقدس، کلام الهام شده خدا و پیام خدا به بشریت است.

9- کلمه “God” به معنای خدا، در تمام کتاب های مقدس به جز استر (Esther) و غزلهای سلیمان (Song of Solomon) آمده است.

10- کلمه “God” (خدا) 4370 بار، کلمه “Jehovah “(یهوه) 6855 و کلمه “Lord” (خداوند) 7736 بار در کتاب مقدس آمده اند.

11- کلمه Religion (دین، مذهب) از لاتین ‘religare’ به معنی ‘پیوند دادن یا مقید کردن’ گرفته شده است و ارتباط ما با خدا به عنوان چیزی که وجود دارد را توصیف می کند.

12- اکثر کسانی که به خدا ایمان دارند به وجود موجودات معنوی دیگری که قدرتشان از خداوند کمتر است هم معتقدند. و نامهایی مثل فرشتگان (angels)، مقدسین (saints) و شیاطین (demons) به آنها نسبت می دهند.

13- یکتاپرستی یا همان توحید (Monotheism) یعنی اعتقاد به اینکه فقط یک خدا وجود دارد و یا اینکه خدای یگانه در ادیان مختلف با نام های مختلف پرستش می شود.

14- دئیسم (Deism) یا خدا انگاری و یا دادار باوری، فلسفه ایست که معتقد است خدا وجود دارد، اما در جهان مداخله نمی کند، دعاها را اجابت نمی کند یا باعث بروز معجزه نمی شود.

15- خدا باوری (Theism) یعنی اعتقاد به اینکه خداوند در عین حال که نامحدود است اما در امور جهان نیز حضور دارد.

به کارتان می آید: 100 روش تعریف کردن از کسی به انگلیسی

ما مجموعه ای از حقایق جالب درباره خدا (God) را در اختیارتان گذاشتیم و در ضمن شما را با کلمه God و نحوه استفاده و کاربرد آن در جملات مختلف آشنا کردیم. امیدواریم که این مطلب برایتان مفید بوده باشد.

English

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا